نظریات

فلسفه تولید در انقلاب صنعتی چهارم از منظر اسلامی

۱. چالش اشتغال و سرمایه‌داری در انقلاب صنعتی چهارم

انقلاب صنعتی چهارم، همچون انقلاب‌های پیشین، پیامدهای گسترده‌ای در روابط میان نیروی کار و سرمایه‌داران دارد. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، بیکاری ناشی از پیشرفت‌های فناورانه است. با توسعه هوش مصنوعی و اتوماسیون صنعتی، بسیاری از مشاغل سنتی با خطر جدی مواجه شده‌اند. نیروی کار باید تخصصی‌تر شود و مهارت‌های جدید بیاموزد، وگرنه از بازار کار حذف خواهد شد.

کتاب انقلاب صنعتی چهارم اثر کلاوس شواب با نقل قولی از کینز، به «بیکاری فناورانه» اشاره می‌کند. در رویکرد سرمایه‌داری، این مسئله با امید به جذب مجدد نیروها در مشاغل جدید حل‌وفصل می‌شود. اما این دیدگاه بیشتر مبتنی بر توجیه نابرابری‌های ساختاری است، نه حل آن‌ها. در اقتصاد بازار آزاد، همواره اولویت با سرمایه است، نه رفاه عمومی.

در نقطه مقابل، شهید صدر در اقتصادنا رویکردی کاملاً متفاوت ارائه می‌دهد: تولید باید در خدمت رفاه عموم باشد، نه در راستای افزایش سرمایه مالکان ابزار تولید. او تفاوتی اساسی میان تولید اولیه (مانند معادن و کشاورزی) و تولید ثانویه (مانند صنایع نساجی یا غذایی) قائل است. در تولید اولیه، مالکیت با عامل است، نه با کارفرما. این امر قدرت صاحبان سرمایه را کنترل کرده و فرصت عامل‌بودن را برای همه فراهم می‌کند.

شهید صدر همچنین مالک ابزار تولید را صرفاً مستحق دریافت اجاره می‌داند، نه سهمی از سود. به بیان دیگر، سود باید بر مبنای کار (مستقیم یا نهفته) توزیع شود، نه صرفاً سرمایه‌گذاری. با چنین دیدگاهی، ابزارهای انقلاب صنعتی چهارم نه تهدید بلکه فرصتی برای گسترش عدالت اقتصادی خواهند بود، اگر و تنها اگر فلسفه تولید، بر مبنای اهداف انسانی و ارزشی بازتعریف شود.

در جلد دوم اقتصادنا، صفحه ۳۵۹ آمده است:

«اسلام زمانی به این دستگاه‌ها اجازه کار می‌داد که نخست مشکلات و آسیب‌های ناشی از آن‌ها را برای صنعتگران ساده برطرف کرده باشد… چرا که رشد تولید بدون توجه به این آسیب‌ها، دیگر وسیله‌ای برای رسیدن به هدف نخواهد بود، بلکه خود به هدف بدل می‌شود.»


۲. رویکردها به بهره‌وری و نگاه اسلام

الف) رویکرد محدودیت منابع

این دیدگاه، مشابه نگاه سرمایه‌داری، ریشه در این باور دارد که منابع طبیعی محدود و نیازهای انسانی نامحدود است. از این‌رو بهره‌وری باید برای مدیریت کمبود منابع افزایش یابد. مثلاً کمبود آب در اصفهان باعث شد شرکت فولاد مبارکه به‌شدت روی بهره‌وری منابع آبی تمرکز کند.

اما از نگاه اسلامی، مشکل اقتصاد نه در کمبود منابع بلکه در رفتارهای اختیاری انسان است. در قرآن آمده است که منابع به‌اندازه کافی وجود دارد، اما ظلم و اسراف بشر موجب بحران می‌شود. بنابراین، دیدگاه محدودیت منابع، نگاهی ناقص و غیرجامع به بهره‌وری دارد.

ب) رویکرد رقابتی

در این رویکرد، بهره‌وری از دل رقابت میان شرکت‌ها و سازمان‌ها برمی‌خیزد. رقابت، نوآوری و کاهش قیمت را به‌همراه دارد. اما این فرهنگ رقابتی، ریشه در حکمرانی بازار دارد که انسان را صرفاً بازیگری اقتصادی و مستقل از ارزش‌های انسانی می‌بیند. این نگاه، اگرچه کارآمدی‌هایی دارد، اما به‌راحتی می‌تواند آموزش، بهداشت و حتی عدالت را قربانی منافع بازار کند.

ج) رویکرد توسعه‌محور

اینجا بهره‌وری ابزاری برای رشد اقتصادی است. مانند آنچه در شرکت تویوتا اتفاق افتاد، که حتی بدون فشار بیرونی برای بهره‌وری بیشتر تلاش کرد. اما از دیدگاه اسلام، توسعه هدف اصیل نیست؛ بلکه وسیله‌ای در خدمت تکامل معنوی و عدالت است. سرمایه‌داری توسعه را صرفاً در افزایش ثروت کلی جامعه می‌بیند، بی‌توجه به توزیع آن. در حالی که اسلام توزیع عادلانه و تعالی انسانی را اصل می‌داند.

د) رویکرد ارزشی (نزدیک‌ترین دیدگاه به اسلام)

اسلام بهره‌وری را نه به‌خاطر کمبود منابع، نه برای رقابت، و نه صرفاً برای توسعه اقتصادی، بلکه به‌عنوان یک ارزش می‌نگرد. جلوگیری از اسراف و تبذیر، وظیفه‌ای شرعی و اخلاقی است. تولید غیر استاندارد یا پرضایعات، نوعی اسراف محسوب می‌شود و در آموزه‌های اسلامی به شدت مذموم است.

در جلد هشتم سلسله مباحث اقتصاد در سبک زندگی اسلامی آمده است:

«تولید کالای غیر استاندارد یا عرضه نادرست آن، ناشی از ضعف وجدان کاری یا نبود تخصص، نوعی اسراف است… رسول خدا دستور می‌داد نان‌ها کوچک تهیه شوند تا ضایعات آن کمتر باشد.»

این نگاه، بهره‌وری را بخشی از وظیفه الهی انسان در آبادانی زمین و تحقق عدالت می‌داند.


۳. جمع‌بندی: نگاه تمدنی اسلام به تولید و بهره‌وری

در نهایت، فلسفه تولید در اسلام از دیدگاه تمدنی آن نشأت می‌گیرد. برخلاف تمدن مادی سرمایه‌داری که ثروت را هدف می‌داند، در اسلام ثروت وسیله‌ای برای رشد انسانی و تقرب به خداست. بهره‌وری، وقتی ارزشمند است که انسان را به عدالت، کرامت، و رسالت خود نزدیک‌تر کند؛ نه آنکه او را برده بازار و ابزارهای تولید نماید.

افزایش بهره‌وری، اگر منجر به بیکاری گسترده، تخریب وجدان کاری، یا گسترش نابرابری شود، از نگاه اسلامی قابل پذیرش نیست. تنها آن نوع بهره‌وری که از اسراف جلوگیری کرده، تولید مفید و عادلانه را افزایش دهد، و زمینه رشد انسانی و اخلاقی جامعه را فراهم کند، مطلوب است.

نویسنده: محمد تقی مولایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *